همسایه احمق
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧   کلمات کلیدی:

 

کنار خانه ما یک خانم دیگر خانه دارد. خانواده شان خیلی با ما تفاوتی ندارد. هر صبح، مردها وقتی سر کار می روند و بچه ها به مدرسه می فرستیم، کار بشوب و بساب خانه ما دو نفر شروع می شود. خیلی زیاد نمی بینمش. فقط گاهی موقعی که لباسهای شسته را پهن می کند و یا برای کار احمقانه اش  توی حیاط خلوت می آید، می بینمش.

لباس هایی که می پوشد همیشه یک شکل و ساده است و فقط رنگش تغییر می کند. هیچوقت نمی بینمش که روسری زیبایی پوشیده باشد یا دمپایی گران قیمتی بپوشد. از آن دمپایی هایی که بعضی وقتها آدم هوس می کند برای خودش خوش بگذراند و بپوشد. یا گاهی اگر همسایه ای دید خوشش بیاید که چه آدم های باسلیقه ای در همسایگی اش هستند.

دیروز پیش از ظهر که به حیاط خلوت آمده بود و برگ های زرد کاغذی را آورده بود، شعف خاصی در چهره اش بود که بیشتر عصبانی ام می کرد. معلوم بود چند ساعتی را صرف درست کردن این برگهای زرد و قهوه ای ریزه میزه کرده بود که می توانست حداقل به جایش ناخن های بی رنگش را لاک بزند. حتی اگر شوهرش خوشش نمی آمد هم می توانست تا غروب پاکش کند.

دوباره برگها را با خودش به آشپزخانه برد. انگار چیزی عذابش داده بود. کمتر در این حالت دیده بودمش. خیلی زود غیبش زد. آنقدر از کارهای روزمره خسته بودم که نفهمیدم برای چه برگشت.


 
عشق و ازدواج
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٩   کلمات کلیدی:

مدتیه با یک آدم جالب از یک کشور دیگه آشنا شدم.حرفهای خوبی می زنه و به من چیزهای مهمی یاد می ده. این مطلبو تازه خوندم. بنظرم جالب اومد:

 

 

آخرین پرسش

اشوی عزیز، من می خواهم ازدواج کنم. لطفاٌ به من برکت بدهید.

 

پراباتPrabhat ، آیا دیوانه یا چیزی شده ای؟ عشق کافی است، ازدواج چیزی به آن نخواهد افزود. درواقع، چرا اینهمه عجله داری تا تجربه ای چنین زیبا را به پایان برسانی؟ صبر کن: وقتی که دیدی عشق اینک تمام شده، آنوقت ازدواج کن.

 

این تشکرنامه را کشیشی از یک عروس که به تازگی او را ازدواج داده بود دریافت کرد: "پدر محترم! می خواهم بدینوسیله از شما که به روشی زیبا خوشحالی مرا به اتمام رساندید تشکر کنم."

 


 
بهار؟
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٤   کلمات کلیدی:

 

هزار بهار هم که بیاد...

باز پاییز نمی شه.خیلی هم بهار تلاش میکنه و جلوه گری ها می کنه... ولی پاییز چه آرام و متین زیباست.

بهار جان! زیبایی... ولی نمی رسی به پای پاییز...